دو زمینلرزه قدرتمند در ونزوئلا که به تخریب گسترده ساختمانها و زیرساختهای شهری و کشته و مجروح شدن صدها نفر انجامید، بار دیگر اهمیت تابآوری شهرها در برابر حوادث طبیعی را برجسته کرد. کارشناسان معتقدند تجربه این حادثه، با توجه به آسیبپذیریهای تهران، ضرورت مقاومسازی ساختمانها، نوسازی زیرساختها و اصلاح نظام ساختوساز را بیش از گذشته یادآور میشود.
به گزارش صدای مهندس و به نقل از دنیای اقتصاد، وقوع زلزله اخیر در ونزوئلا بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که میزان خسارات ناشی از زمینلرزه تنها به بزرگی آن وابسته نیست؛ بلکه تابآوری شهر، کیفیت ساختوساز، استحکام زیرساختها و آمادگی مدیریت بحران، عوامل اصلی در تعیین ابعاد یک فاجعه هستند. از همین رو، این حادثه میتواند هشداری جدی برای تهران نیز تلقی شود.
بر اساس گزارشهای اولیه، ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶ دو زمینلرزه متوالی به بزرگی ۷.۲ و ۷.۵ ریشتر در غرب کاراکاس و مناطق اطراف آن رخ داد. این دو زمینلرزه که تنها چند ده ثانیه با یکدیگر فاصله داشتند، دهها ساختمان را تخریب کردند، به زیرساختهای حیاتی آسیب رساندند، موجب اختلال در فرودگاه و شبکه حملونقل شدند و صدها کشته و مجروح بر جای گذاشتند؛ در حالی که عملیات امدادرسانی همچنان ادامه دارد.
تهران، پایتختی با آسیب پذیری زیاد در برابر زلزله
اگرچه پیشبینی دقیق پیامدهای وقوع یک زلزله احتمالی در تهران امکانپذیر نیست، اما نتایج مطالعات خطرپذیری نشان میدهد وقوع زمینلرزهای شدید در محدوده گسلهای اطراف پایتخت میتواند یکی از بزرگترین بحرانهای شهری تاریخ معاصر ایران را رقم بزند.
تابآوری هر شهر پیش از هر چیز به سه عامل اساسی وابسته است؛ کیفیت ساختمانها، وضعیت زیرساختها و تأسیسات شهری و همچنین کارآمدی شبکه معابر و دسترسی. تهران در هر سه بخش با چالشهای قابلتوجهی مواجه است. وجود ساختمانهای فرسوده و کممقاومت، فرسودگی بخشی از شبکههای آب، برق، گاز و مخابرات و نیز معابر باریک و پرترافیک، میتواند در زمان وقوع زلزله، خسارات را افزایش داده و روند امدادرسانی را با اختلال جدی روبهرو کند.
در کنار این مسائل، کیفیت ساختمانها نیز به سه مؤلفه اصلی وابسته است؛ استانداردهای فنی، نظام نظارت و کیفیت اجرا و مصالح ساختمانی. هرچند آییننامههای لرزهای کشور طی سالهای اخیر بهروزرسانی شدهاند، اما ضعف در اجرای مقررات، نظارت مؤثر، کنترل کیفیت مصالح و اجرای صحیح ساختمانها همچنان از مهمترین چالشهای این حوزه به شمار میرود.
«سرپناه» زمانی معنا پیدا میکند که ساختمان در شرایط بحرانی بتواند جان ساکنان خود را حفظ کند. با این حال، تجربه بسیاری از زلزلههای ایران نشان داده است که بیشترین تلفات نه به دلیل خود زمینلرزه، بلکه در نتیجه فروریزش ساختمانها رخ داده است. هدف اصلی مهندسی سازه نیز آن است که حتی در صورت آسیبدیدگی بنا، فرصت خروج ایمن برای ساکنان فراهم شود و ساختمان به تله مرگ تبدیل نشود.
در دهههای گذشته، گسترش سوداگری در بازار ساختوساز بخش مهمی از پروژههای عمرانی کلانشهرها را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، ساختمان در برخی موارد به جای آنکه محلی برای تأمین امنیت و آسایش شهروندان باشد، به ابزاری برای کسب سود از ساختوسازهای کمکیفیت تبدیل شده است. هنگامی که منافع کوتاهمدت بر ساختوساز حاکم شود، تصمیمگیری در حوزه شهرسازی، صدور مجوز، طراحی، اجرا، نظارت و حتی انتخاب مصالح نیز از این رویکرد تأثیر میپذیرد. البته این مسئله صرفاً به بخش خصوصی محدود نیست و بخش قابلتوجهی از پروژههای ساختمانی و توسعه شهری توسط نهادهای عمومی، دستگاههای دولتی، شرکتهای وابسته و سایر مجموعههای اقتصادی بزرگ اجرا میشود.
پیشگیری، تنها راه کاهش خسارت زلزله
تهران طی دهههای گذشته از وقوع یک زمینلرزه بزرگ در محدوده شهری خود مصون مانده است، اما این موضوع را نمیتوان نشانه ایمنی شهر یا راهبردی برای مدیریت ریسک دانست. وقوع زلزلهای شدید در یکی از گسلهای اصلی اطراف پایتخت، با توجه به تراکم بالای جمعیت، تمرکز زیرساختهای حیاتی، گستردگی بافتهای فرسوده و پیچیدگی ساختار شهری، میتواند خسارات انسانی و اقتصادی بسیار سنگینی به همراه داشته باشد.
تجربه زلزله ونزوئلا نشان میدهد که مؤثرترین زمان برای کاهش خسارات، پیش از وقوع بحران است. مقاومسازی ساختمانها، اصلاح نظام ساختوساز، ارتقای کیفیت نظارت، نوسازی زیرساختهای شهری و افزایش آمادگی عمومی، اقداماتی است که میتواند از بروز خسارات گسترده جلوگیری کند؛ چراکه هزینه پیشگیری، بهمراتب کمتر از هزینههای جبران یک فاجعه خواهد بود.