صدای مهندس، فرشاد نگهدار، مدیرعامل ویما: اردیبهشت سال ۱۴۰۴ بعد از ۱۵ سال فعالیت در ویما، به انتخاب هیئت مدیره، به صورت رسمی مدیرعامل شرکت شدم.
دو جنگ، چندین اعتراض اجتماعی، تورم، یکچهارم سال قطعی اینترنت و رکود شدید، فقط بخشی از بلایایی است که بر لیست بلند بحرانهای کشور در این یک سال اضافه شد.
ویما در سال ۱۳۵۳ تاسیس شد، بعد از انقلاب، شرکت به خاطر بدهی به بنیاد شهید واگذار میشود. سال ۱۳۷۵ شرکت کیسون، ویما را (که آن روزها اصلاً حالوروز خوبی هم نداشت) از بنیاد میخرد.
مدیرعامل ویما تا سال ۱۳۸۲ چندین بار عوض میشود و در نهایت تیمی بر سر کار میآید که تا ابتدای سال ۱۴۰۴ رهبری شرکت را عهدهدار است. ویما تا اواخر دهه ۸۰ شمسی پیشینه خود، که تولید بلوک و مصالح ساختمانی است را بهبود میبخشد، از زیان انباشته درمیآید و دوباره سودده میشود.
از سال ۱۳۸۵ شرکت در مدل کسبوکارش تغییر ایجاد میکند و تبدیل به بازوی کمپسازی و تجهیزکارگاه کیسون میشود.
این روند ادامه مییابد، ویما بزرگ و بزرگتر میشود و با وجود چالشهای فراوان، همواره سودده است. سرویس و خدماتش را خارج از گروه کیسون ارائه میکند و به جایی میرسد که سهم کمی از درآمدش از داخل این گروه است.
از نیمه دوم دهه ۹۰ صنعت ساختوساز راکد میشود و پروژههای بزرگ کمتر در کشور تعریف میشوند که تاثیر مستقیم بر فعالیت ویما گذاشت. در این سالها شرکت به عنوان پیمانکار ابنیه هم فعالیت کرد و در این حوزه از سازمان برنامه و بودجه رتبه یک دریافت کرد.
در نهایت از اواخر سال ۱۳۹۹ و با شروع همهگیری کرونا تا به امروز کشور بحرانهای متعددی را تجربه کرده است. نکته بسیار مهم در این برهه زمان این است که فاصله بین وقوع بحرانها در طول این چند سال به صورت مداوم کم شده و فرصت ترمیم و تطبیقپذیری برای جامعه و کسبوکارها کاهش یافته است. این بحرانها بر صنعت ساختوساز، خصوصاً در بخش صنعتی آن، تاثیر زیادی دارد چرا که توسعه نیاز به ثبات دارد و ثبات در سالهای گذشته تقریباً نایاب بوده است.
این توضیحات را دادم تا تصویری را ترسیم کنم از اینکه قبل از جنگ ۱۲ روزه هم صنعت ساختوساز اوضاع به شدت وخیمی داشت. طوری که در گزارش مدیرعامل ایلیا ناامیدترین مدیرعاملان در شرکتهای پیمانکاری مشغول هستند.
این دوازده ماه اما طور دیگری طاقتفرسا و نفسگیر بود. گروه کیسون از اواخر سال ۱۴۰۳ سهامش را در ویما واگذار کرد و از ساختار سهامدارن خارج شد. شرایط اقتصادی، ما را وادار کرد بیش از هر زمان دیگری به بقا فکر کنیم و از جنگ ۱۲ روزه تعدیلها به ویما تحمیل شد. از روزهای اولی که فرمان شرکت را در دست گرفتم تا به امروز، تعداد همکاران ما در ویما به یکچهارم قبل تقلیل یافته و بسیاری از مراکز کار شرکت، کوچک یا تعطیل شدهاند. هر مدیری که حتی یک بار هم با یکی از اعضای تیمش برای خاتمه همکاری صحبت کرده باشد، میداند که این کار چقدر سخت و ملالآور است.
چالش اما، به صنایع سنتیتر محدود نماند. بحران با قطعی گسترده اینترنت به کسبوکارهای حوزه اقتصاد دیجیتال هم رسید و ضربه سنگینی به آنها زد. خانه محتوای کُـــ جا (که در هیئت مدیره آن هستم)، بنگاه اقتصادی کوچکی است که در حوزه تولید پادکست و ویدئوکست فعالیت دارد. کُـــ جا به عنوان نمونه در این صنعت، در سال گذشته سه ماه به طور کامل غیرفعال بوده و امروز احتمال تعطیلی دائمی آن کم نیست.
بزرگترین چالش در این روزها که چشماندازی برای بهبود اوضاع، حداقل در آینده نزدیک وجود ندارد، بالا نگهداشتن امید است. اکثر کسبوکارها در دنیا با آرزوی تاثیرگذاری به وجود میآیند و با چنگ و دندان خود را نگه میدارند و توسعه میدهند و امید مهمترین دلیل استفاده از چنگ و دندان است. امیدی که امروز دیگر نه در بنیانگذاران و رهبران کسبوکارهای ایران وجود دارد و نه در بدنه اجرایی شرکتها یافت میشود.
با این حال زمان میگذرد و تاریخ نشان داده که احتمالاً سختی کم یا تمام میشود. فکر کردم در این روزها و همزمان با سالگرد مدیرعامل شدنم، خلاصهای از مهمترین تجربیاتم در این یک سال را بنویسم.
- تعدیل به ویما و دیگر شرکتها تحمیل شد اما ما یاد گرفتیم سلسلهمراتب را کوتاه یا حذف کنیم و چابکیمان را بالاتر ببریم. فرآیندها در این شرایط کارکرد خود را از دست میدهند و نیاز به بازنگری دارند. بازنگری البته شاید عبارت درستی نباشد چرا ما که فرآیندهایمان را مجدد تعریف کردیم. در این مسیر مجبور شدیم بعضی از کنترلها را حذف کنیم و بهای آن را بپردازیم، در ازای آن پیچیدگی را کاهش دادیم و سادهتر عمل کردیم.
- برونسپاری فعالیتها، شاید یکی از مهمترین ابزارهای ما برای مدیریت در این برهه زمانی بود. تیمهایی که بتوانیم کار را به آنها برونسپاری کنیم در خیلی از مواقع از دل همکارانی درآمد که با شرکت قطع همکاری کرده بودند. با محاسبات ما، برونسپاری کاملاً اقتصادی است اما نیاز به این دارد که بستههای کاری درست و شفاف تعریف شوند و در پایان، با کنترلهای لازم به شرکت برگردد. برای ویما مهمترین چالش در این حوزه شفافسازی بستههای کاری و پیدا کردن (شاید هم تربیت) تیمهای برونسپار بوده است.
- فرهنگ سازمانی ویما بود که ما را نجات داد! من قطعاً در ساخت فرهنگ امروز شرکت نقش داشتهام اما امتیاز اصلی این حوزه برای نسل قبل مدیران ویما است. یکی از ارزشمندترین داراییهای امروز ویما (و به طبع آن خود من) حضور مدیران و همکارانی است که ارزشهای مشترکی دارند. در این یک سال بیش از پیش به این باور رسیدم که وقتی با کسانی کار میکنم که دوستشان دارم معجزه اتفاق میافتد.
- درک متقابل در تعامل با ذینفعان و فهم این موضوع که شرایط برای همه بد است، بار دیگر نشان داد ما ایرانیها در روزهای سخت پشت هم را خالی نمیکنیم. میدانم که دست کسبوکارها در انتخاب کارفرما، تامینکننده و پیمانکاران به اندازه جذب داخلی منابع انسانی باز نیست ولی در تجربه ما، اشتراک تفکر و ارزشها در انتخاب شرکای تجاری، همکاری را لذتبخشتر و اصطحکاک را کمتر کرده است.
- مدیریت نقدینگی تبدیل به گلوگاهی شد که بسیاری از شرکتها را زمین زد. ما برای این روزهای سخت، ساختار بودجهبندیمان را سادهتر کردیم و به صورت روزانه آن را پایش کردیم. این کار در شرایطی که تحقق درآمد و پیشبینی هزینه به صورت لحظهای تغییر میکرد، خطای ما را در مدیریت شرکت کاهش داد.
- استفاده از تکنولوژی متناسب با نیاز شرکت، آن هم در شرایطی که بخشی از همکاران ما و تجربیات ارزشمند آنها دیگر در دسترس نبودند، کمک کرد تا خسارت را کاهش دهیم و خطا را کم کنیم. مهمترین استفاده ما از تکنولوژی در حوزه هوش مصنوعی و استفاده از زیرساختهای ابری بوده است.
- در آخر، در شرایطی که رکود بیداد میکند، خلاقیت در بازاریابی و فروش از همیشه مهمتر میشود. ما در ویما مسیری را آغاز کردیم که از هر ایده جدیدی برای بازاریابی استقبال کنیم و امیدوارم این روند در آینده هم ادامه دار باشد.
با همه این توضیحات اوضاع ویما همچنان خوب نیست اما از فروپاشی کمی فاصله گرفته است. نمیدانم تجربیات ما چقدر برای کسبوکارهای دیگر قابل بست دادن است اما دوست دارم دستاوردها و شکستهای شرکتهای دیگر را در این روزگار سیاه بشنوم. شاید هم در پادکست کارکسب پروندهای تعریف کردیم تا بر این موضوع متمرکز شویم.
نمیدانم این شرایط تا کی ادامه پیدا خواهد کرد اما به همه کسانی که در سال گذشته برای کسبوکارشان جنگیدهاند تبریک میگویم. آرزو میکنم جنگ تمام شود و رونق به کشور و صنعت برگردد. سختی این روزها اگر ما را نکشد، رهبرانی خواهیم شد که هیچ چیز جلودارشان نیست.