• ذره بین
  • مشکل از انتخابات است یا کاندیداتوری؟

    کاندیداتوری

    بسیاری از نقدها به انتخابات، معطوف به نحوه رأی‌گیری، شمارش آرا یا عملکرد منتخبان است. اما مهندس فرهمند صمیمی، از پیشکسوتان جامعه مهندسی، مسئله را از زاویه دیگری می‌بیند. او معتقد است ریشه بسیاری از مشکلات از جایی شروع می‌شود که افراد برای کسب رأی وارد رقابت می‌شوند و تلاش می‌کنند خود را به هر شکل ممکن به رأی‌دهندگان عرضه کنند. از نگاه او، شاید زمان آن رسیده باشد که اصل «کاندیداتوری» مورد بازنگری قرار گیرد.

    به گزارش صدای مهندس، صمیمی معتقد است یکی از بزرگ‌ترین اصلاحات ممکن در ساختارهای انتخاباتی، حذف مفهوم کاندیداتوری است. او می‌گوید سال‌هاست این آرزو را در ذهن دارد که روزی در قوانین انتخاباتی، عبارت «هر فرد می‌تواند خود را کاندیدا کند» حذف شود و جای خود را به مدلی بدهد که در آن انتخابات برگزار می‌شود، اما افراد برای کسب رأی وارد رقابت‌های تبلیغاتی و انتخاباتی نمی‌شوند.

    به اعتقاد او، ساختار فعلی ذاتاً ساختاری واگراست. سیستمی که افراد را به سمت رقابت، لابی، تبلیغات و تلاش برای جلب نظر رأی‌دهندگان سوق می‌دهد. در مقابل، مدلی که او از آن دفاع می‌کند، یک سیستم همگراست؛ سیستمی که به جای تمرکز بر افراد کاندیدا، بر انتخاب افراد شایسته از سوی جامعه تمرکز دارد.

    از نگاه این پیشکسوت مهندسی، یکی از آسیب‌های جدی مدل فعلی این است که انرژی زیادی صرف رقابت‌های انتخاباتی می‌شود؛ رقابت‌هایی که گاه به جای تمرکز بر توانمندی‌ها، به سمت تبلیغات، روابط شخصی و شبکه‌های نفوذ سوق پیدا می‌کنند. او معتقد است در چنین فضایی، الزاماً بهترین افراد انتخاب نمی‌شوند، بلکه گاهی کسانی موفق‌ترند که توان بیشتری در جلب توجه یا سازماندهی رأی دارند.

    صمیمی می‌گوید حذف کاندیداتوری می‌تواند رفتار گروه‌های مختلف جامعه را تغییر دهد. نخستین گروه، افرادی هستند که تمایلی به حضور در رقابت‌های انتخاباتی ندارند اما از دانش، تجربه و صلاحیت کافی برای پذیرش مسئولیت برخوردارند. به باور او، در سیستم فعلی بسیاری از این افراد ترجیح می‌دهند از عرصه رقابت فاصله بگیرند، اما در یک مدل غیرکاندیداتوری، امکان حضور و انتخاب شدن آنان بیشتر خواهد شد.

    گروه دوم از نگاه او، بدنه رأی‌دهندگان هستند. او معتقد است وقتی مسئولیت شناسایی و معرفی افراد شایسته بر عهده جامعه قرار گیرد، رأی‌دهندگان نیز از حالت انفعال خارج می‌شوند. در چنین شرایطی افراد ناچار خواهند بود درباره گزینه‌های مناسب تحقیق کنند، عملکردها را بررسی کنند و برای انتخاب افراد شایسته‌تر زمان بگذارند. به اعتقاد او این فرآیند می‌تواند مشارکت آگاهانه‌تری را در جامعه شکل دهد.

    اما شاید مهم‌ترین بخش تحلیل او به گروه سوم بازگردد؛ کسانی که امروز از ابزارهای غیرحرفه‌ای برای کسب رأی استفاده می‌کنند. صمیمی معتقد است در صورت حذف سازوکارهای رایج کاندیداتوری، این افراد نیز ناچار به تغییر رفتار خواهند شد. زیرا دیگر امکان جلب رأی از مسیرهای سنتی، تبلیغات گسترده یا شبکه‌های غیررسمی را نخواهند داشت.

    او می‌گوید در چنین شرایطی حتی افرادی که پیش‌تر به دنبال نفوذ از مسیرهای نادرست بودند، برای دیده شدن مجبور می‌شوند فعالیت‌های واقعی و مثبت انجام دهند. یک مهندس برای شناخته شدن باید دانش خود را عرضه کند، یک متخصص باید در نشست‌های علمی حضور پیدا کند و یک مدیر باید کارنامه عملکرد خود را ارائه دهد. به بیان دیگر، انگیزه‌های فردی به سمت تولید ارزش اجتماعی سوق داده می‌شود.

    از نگاه صمیمی، مزیت اصلی چنین مدلی در خاصیت «خوداصلاح‌گری» آن نهفته است. او معتقد است سیستم‌های همگرا به مرور زمان کیفیت خود را افزایش می‌دهند، زیرا نیروهای جامعه را به سمت همکاری، شناسایی افراد شایسته و تقویت رفتارهای مثبت سوق می‌دهند. در مقابل، سیستم‌های واگرا معمولاً به سمت رقابت‌های فرسایشی، لابی‌گری و تعارض منافع حرکت می‌کنند.

    هرچند این ایده ممکن است در نگاه نخست رادیکال یا دور از ذهن به نظر برسد، اما آیا همه مشکلات را باید در نحوه برگزاری انتخابات جست‌وجو کرد یا شاید بخشی از مسئله به خود مفهوم کاندیداتوری و رقابت برای کسب رأی بازمی‌گردد؟

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *