تعرفه خدمات مهندسی در ظاهر یک عدد است، اما در عمل میتواند مسیر زندگی مهندسان و کیفیت ساختوساز شهری را تغییر دهد. مجید نوریجهان، مهندس عمران و فعال باسابقه صنعت ساختمان، میگوید وقتی هزینه واقعی ساخت در جدولهای رسمی پایینتر از واقعیت منتشر میشود، درآمد مهندسان هم به شکل قابل توجهی کاهش مییابد؛ مسئلهای که به باور او هم کیفیت معیشت مهندسان را تضعیف میکند و هم زمینه بیاعتمادی و فساد را در این حوزه افزایش میدهد.
به گزارش صدای مهندس، مسئله معیشت مهندسان ساختمان از نگاه نوریجهان، فقط به گرانی، رکود یا کاهش ساختوساز محدود نیست. او ریشه بحران را در چند لایه همزمان میبیند؛ از افزایش بیرویه تعداد فارغالتحصیلان مهندسی گرفته تا تعرفهگذاری غیرواقعی، نبود شفافیت در ارجاع کار و ضعف ساختارهای صنفی در دفاع از حقوق مهندسان. به گفته او، حرفهای که زمانی یکی از مسیرهای مطمئن ورود به بازار کار و درآمدزایی بود، امروز برای بسیاری از فعالانش به شغلی فرسایشی و کمدرآمد تبدیل شده است.
نوریجهان ریشه بخشی از این بحران را در افزایش بیرویه ظرفیت رشتههای مهندسی میداند. به اعتقاد او، برخلاف پزشکی که با ظرفیت محدود، شأن حرفهای خود را حفظ کرد، رشتههایی مانند عمران و معماری بهقدری گسترده شدند که بازار توان جذب فارغالتحصیلان را از دست داد. نتیجه این روند، شکلگیری جامعه بزرگی از مهندسانی است که وارد بازار شدهاند اما با کمبود کار و کاهش درآمد روبهرو هستند.
بخش مهمتر بحران از نگاه او، به نحوه تعیین تعرفه خدمات مهندسی بازمیگردد. تعرفه طراحی، نظارت و برخی خدمات مهندسی بر اساس درصدی از هزینه ساخت محاسبه میشود؛ اما مسئله اینجاست که هزینه ساخت اعلامی از سوی وزارت راه و شهرسازی، به گفته نوریجهان، با واقعیت بازار فاصله دارد. او میگوید وزارتخانه میداند ساخت یک ساختمان چندطبقه با ارقام رسمی اعلامشده ممکن نیست، اما به دلیل ملاحظات کلان و نگرانی از اثرگذاری روی شاخصهای اقتصادی، این اعداد را پایینتر از واقعیت اعلام میکند.
به گفته او، وقتی عدد پایه غیرواقعی باشد، حقالزحمه مهندس نیز غیرواقعی میشود. در نتیجه، مهندسی که مسئولیت فنی و حقوقی یک پروژه ساختمانی را برعهده دارد، درآمدی دریافت میکند که گاهی با حقوق یک نیروی ساده ساختمانی یا نگهبان برابری میکند. نوریجهان هشدار میدهد این وضعیت فقط معیشت مهندسان را تهدید نمیکند، بلکه زمینه فساد را هم افزایش میدهد؛ زیرا وقتی دستمزد رسمی پاسخگوی نیازهای زندگی نیست، برخی ممکن است برای جبران درآمد، از مسیرهای غیرمتعارفی درآمد کسب کنند.
او همچنین از ضعف سازمان نظام مهندسی در دفاع از حقوق اعضا انتقاد میکند. به باور نوریجهان، سازمان نظام مهندسی باید نماینده واقعی مهندسان باشد و برای اصلاح تعرفهها با وزارتخانه مذاکره جدی کند، اما این اتفاق همیشه رخ نمیدهد. او این سوال را مطرح میکند که آیا اعضای هیئتمدیره حاضرند برای دفاع از مهندسان هزینه بدهند یا حفظ جایگاه خود را ترجیح میدهند؟
یکی دیگر از محورهای انتقاد او، فرایند ارجاع کار نظارت است. نوریجهان این فرآیند را «مشکوک» توصیف میکند و میگوید کسی دقیقاً نمیداند فرمول ارجاع چگونه عمل میکند، چه کسی آن را کنترل میکند و آیا امکان دستکاری در آن وجود دارد یا نه. از نگاه او، اصل نظام ارجاع اگر سالم و شفاف اجرا شود میتواند مفید باشد، اما نبود شفافیت، اعتماد مهندسان را از بین برده است.
نوریجهان راهحل را فقط در افزایش تعرفه نمیبیند. او معتقد است جامعه مهندسی باید از تمرکز صرف بر طراحی، نظارت و اجرا خارج شود و حوزههای تازهای مانند نگهداری ساختمان، انرژیهای پاک، ایمنی، بازرسی، خدمات صنعتی و پروژههای پساجنگ برای مهندسان تعریف شود. به گفته او، وقتی همه مهندسان به چند مسیر محدود هجوم میبرند، صف، رقابت ناسالم و کاهش قیمتها اجتنابناپذیر میشود.
او در پایان بر یک اصل تأکید کرد، شفافیت. از نگاه نوریجهان، مهندس باید بداند بر اساس چه صلاحیت، تجربه و رزومهای کار میگیرد. کارفرما نیز باید بتواند در فضایی روشن، میان مهندسان انتخاب کند؛ نه در بازاری غبارآلود که قیمتها، صلاحیتها و مسیر ارجاع کار روشن نیست.