به گزارش صدای مهندس و به نقل از عصراقتصاد، افزایش قیمت مقاطع فولادی از میلگرد و تیرآهن تا ورق و پروفیل، مستقیماً هزینه ساختوساز شهری را بالا برده و در شرایط رکود معاملاتی مسکن، فشار مضاعفی بر سازندگان وارد کرده است. سهم بالای آهن آلات در بهای تمامشده پروژههای ساختمانی باعث شده هر نوسان ارزی یا رشد قیمت فولاد، بلافاصله به بازار مسکن منتقل شود.
در ساختوساز شهری، آهن آلات یکی از اصلیترین اجزای هزینهای به شمار میروند. برآوردهای میدانی نشان میدهد بین ۳۰ تا ۴۵ درصد هزینه اجرای سازه به انواع مقاطع فولادی وابسته است و این سهم در پروژههای اسکلت فلزی، سولهها و طرحهای صنعتی حتی میتواند از ۵۰ درصد نیز فراتر رود. به همین دلیل هر افزایش قیمت در بازار آهن آلات، بهویژه در مقاطعی مانند تیرآهن و میلگرد، مستقیماً هزینه تمامشده ساخت مسکن را افزایش میدهد؛ حتی در شرایطی که بازار خرید و فروش واحدهای مسکونی در رکود قرار دارد.
میلگرد بهعنوان پرمصرفترین مقطع فولادی در پروژههای ساختمانی، نقش تعیینکنندهای در هزینه ساخت ساختمانهای بتنی دارد. این مقطع از فونداسیون تا ستونها، تیرها و سقفها مورد استفاده قرار میگیرد و وظیفه تحمل نیروهای کششی سازه را بر عهده دارد. برآوردها نشان میدهد میلگرد بهتنهایی ۱۰ تا ۱۵ درصد کل هزینه ساخت یک پروژه مسکونی را تشکیل میدهد. از این رو، افزایش قیمت آن سریعترین مسیر انتقال رشد هزینهها به بازار مسکن محسوب میشود و اجرای پروژههای انبوهسازی و طرحهای مسکن اقتصادی را با دشواری بیشتری مواجه میکند.
در ساختمانهای فلزی، تیرآهن سهم بیشتری از هزینه را به خود اختصاص میدهد. رشد قیمت این مقطع بهویژه بر پروژههای تجاری، اداری و ساختمانهای بلندمرتبه در بافتهای متراکم اثرگذار است. در چنین شرایطی برخی سازندگان ناچار به تعویق اجرای پروژهها یا کاهش متراژ ساخت میشوند که این موضوع در نهایت به کاهش عرضه واحدهای مسکونی و تجاری منجر میشود.
نبشی و ناودانی اگرچه نسبت به میلگرد و تیرآهن سهم کمتری از هزینه کل دارند، اما در بخشهای مختلف سازه از جمله اتصالات فلزی، پلهها، مهاربندیها و سازههای جانبی کاربرد گستردهای دارند. افزایش قیمت این مقاطع، هزینه ساخت سولهها، پارکینگها و ساختمانهای صنعتی را بالا میبرد و فشار مضاعفی بر سرمایهگذاری در بخش تولید و انبارداری وارد میکند.
قوطی و پروفیل نیز در سالهای اخیر به یکی از اجزای جداییناپذیر ساختوساز تبدیل شدهاند و در اسکلتهای سبک، نما، در و پنجره و سازههای ترکیبی کاربرد دارند. افزایش قیمت این محصولات موجب بالا رفتن هزینه اجرای نما و رشد قیمت نهایی واحدهای مسکونی متوسط و لوکس میشود و پروژههای سبکسازی را با چالش اقتصادی روبهرو میکند.
ورق فولادی، بهویژه ورق سیاه، در اجرای سقفهای عرشه فولادی، سولهها و پروژههای عمرانی بزرگ نقش کلیدی دارد. رشد قیمت این مقطع مستقیماً هزینه ساخت کارخانهها و زیرساختهای صنعتی را افزایش میدهد و میتواند روند توسعه پروژههای بزرگ را کند کند.
بازار مسکن طی سالهای گذشته با رکود معاملاتی عمیقی مواجه بوده و کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی تقاضای مؤثر را محدود کرده است. این رکود به بازار آهن آلات نیز سرایت کرده و در بسیاری از دورهها به کاهش مصرف واقعی فولاد و افت حجم معاملات انجامیده است. با این حال، قیمت آهن آلات همواره تابع میزان مصرف نبوده و عواملی مانند نرخ ارز، هزینه انرژی و محدودیتهای تولید نیز بر روند قیمتی آن اثرگذار بودهاند.
آینده بازار مسکن و آهن آلات به شرایط کلان اقتصادی گره خورده است. ثبات نسبی نرخ ارز، کنترل تورم انتظاری و اجرای سیاستهای حمایتی در حوزه ساختوساز میتواند زمینه بازگشت سرمایه به بخش مسکن را فراهم کند. در مقابل، تداوم نوسانات اقتصادی و ضعف تقاضا، رکود ساختوساز را تشدید خواهد کرد.
در مجموع، تحولات بازار فولاد بهعنوان یکی از اصلیترین نهادههای ساخت، نقش تعیینکنندهای در مسیر قیمت مسکن دارد. تا زمانی که میان هزینه ساخت و توان خرید مصرفکننده شکاف قابل توجهی وجود داشته باشد، تعادل پایدار در هر دو بازار شکل نخواهد گرفت و تصمیمهای اقتصادی و سطح ثبات در متغیرهای کلان، مسیر آینده این دو بازار را مشخص خواهد کرد.