• ذره بین
  • سایه سنگین مافیا بر سر نظام مهندسی/ اعترافات تلخ از میلیاردها تومان خرج انتخابات تا ناظرانی که پول می‌گیرند تا سر ساختمان نیایند!

    محسن جعفری فشارکی مهندسی

    وقتی صحبت از تعرفه‌های نظام مهندسی، کیفیت ساختمان‌ها و روابط پیچیده میان ناظر و مالک می‌شود، معمولاً با پاسخ‌های دیپلماتیک و محافظه‌کارانه روبه‌رو می‌شویم. اما «محسن جعفری فشارکی» که علاوه بر تحصیلات مهندسی مکانیک، دانش‌آموخته حقوق نیز هست و سال‌ها سابقه حضور در هیئت‌مدیره و شورای مرکزی نظام مهندسی را در کارنامه دارد، ترجیح می‌دهد محافظه‌کاری را کنار بگذارد.

    به گزارش صدای مهندس، فشارکی در این گفت‌وگوی جنجالی، پرده از اتفاقات عجیبی در صنعت ساختمان برمی‌دارد؛ از تصمیمات به زعم او «سمی» در دوران شهردارانی چون قالیباف و زاکانی گرفته تا نگاه‌های «سوسیالیستی» در وزارتخانه که مهندسان را به سمت باج‌گیری و مسافرکشی در اسنپ سوق داده است. فشارکی معتقد است در هیئت‌مدیره‌های نظام مهندسی، گروه‌هایی لنگر انداخته‌اند که بی‌شباهت به «مافیا» نیستند.

    اجازه دهید بدون مقدمه وارد یکی از پرحاشیه‌ترین بحث‌ها شویم؛ «تعرفه‌های نظام مهندسی». مالکان همیشه شاکی‌اند که پولی که به سازمان می‌دهند نوعی باج یا پول مفت است. مهندسان هم معترض‌اند که این اعداد با هزینه‌های زندگی و مسئولیت سنگینشان نمی‌خواند. به عنوان کسی که هم ناظر و هم سازنده بوده، کجای این معادله می‌لنگد؟

    بحث تعرفه خدمات مهندسی الان تبدیل به یک چالش بزرگ شده است. از یک طرف سازنده‌ها و مالکان فکر می‌کنند دارند یک پول مفت و اضافی می‌دهند. از این طرف ناظران ما نسبت به تعرفه اعتراض دارند و در نتیجه بعضی‌هایشان چون پول کمی می‌گیرند، کم می‌گذارند و آن‌طور که باید نظارت نمی‌کنند. من همیشه به مالکان گفته‌ام اتفاقاً از مهندس ناظر کار بکشید؛ حتی پاداش بدهید که بیاید ایراد کارتان را دربیاورد. هزینه خدمات مهندسی در ایران در مقایسه با کشورهای دیگر واقعاً ناچیز است؛ در برابر هزینه‌های جواز شهرداری و مصالح، به معنای واقعی کلمه «هیچ» است! کار به جایی رسیده که در پروژه‌های لوکس، دولتی و خصولتی، کارفرما می‌رود با یک شرکت دیگر جداگانه قرارداد نظارت می‌بندد تا کارش را دقیق بررسی کنند، اما به ناظر نظام مهندسی که مسلط هم هست، پولی داده نمی‌شود که انگیزه وقت گذاشتن داشته باشد. بعضی جاها کارفرما اصلاً پول می‌دهد به ناظر که پایش را سر ساختمان نگذارد، خب این‌ها فاجعه است و وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد تازه یادشان می‌افتد که کاش قانونی عمل می‌کردند.

    چرا نهادهای بالادستی مثل وزارتخانه زیر بار واقعی کردن تعرفه‌ها نمی‌روند؟

    من در جلسات وزارتخانه بودم و دیدم که نگاهشان به شدت یک‌طرفه است. آن‌ها می‌گویند چون برخی مهندسان درست کار نمی‌کنند، پس ما هم سقف تعرفه را پایین نگه می‌داریم! این به نظر من یک «منطق احمقانه» است. شما باید تعرفه را واقعی کنید و بعد اگر مهندسی درست کار نکرد، او را از گردونه خارج کنید. ما الان با اشباع مهندس مواجهیم و راحت می‌شود مهندسان متخلف را حذف کرد. من در همان کمیته بدون رودربایستی گفتم شما فکر می‌کنید با پایین آوردن تعرفه‌ها دارید به سازنده‌ها خدمت می‌کنید؟ خیر، شما دارید «خیانت» می‌کنید! چون ناظر وقتی می‌بیند حق‌الزحمه‌اش پایین است، سعی می‌کند با «زورگیری»، «گروگان‌گیری» و «باج‌گیری» این خلأ را جبران کند. از طرف دیگر، مدیران وزارتخانه با یک «دید سوسیالیستی و کمونیستی» سعی کرده‌اند تعرفه همه استان‌ها را یکسان نگه دارند. چطور ممکن است هزینه زندگی و رفت‌وآمد در تهران تا ۳ برابر استان‌های دیگر باشد، اما تفاوت دستمزد مهندس تهرانی با شهرستان نهایتاً ۲۵ درصد باشد؟ این مسخره است!

    این تنش و به قول شما «گروگان‌گیری» در تمدید قراردادها هم خودش را نشان می‌دهد. ریشه این درگیری‌های هر ساله بین مالک و ناظر چیست؟

    دقیقاً! قراردادهای نظارت در تهران یک‌ساله است در حالی که در شهرستان‌ها دو یا سه‌ساله بسته می‌شود. سر یک‌سال که قرارداد تمام می‌شود، ناظر می‌گوید من یک سال دیگر کامل درگیر این پروژه‌ام و نمی‌توانم کار جدید بگیرم، پس تمدید نمی‌کنم. اینجا مالک به التماس می‌افتد و مجبور می‌شود هر رقمی ناظر گفت بپذیرد تا تمدید شود. در کمال تعجب، نه سازمان، نه وزارتخانه و نه شهرداری هیچ‌کدام یک قرارداد جامع برای نظارت طراحی نکرده‌اند که جلوی این باج‌دهی‌ها و ابهامات حقوقی گرفته شود.

    یکی از بحث‌های داغ این روزها، دور زدن سیستم ارجاع کار توسط شهرداری‌هاست. مالکان دوست دارند خودشان ناظرشان را انتخاب کنند. آیا این خواسته نامعقولی است؟

    این خواسته یا از روی ناآگاهی است یا فرافکنی! مهندس ناظری که خودش توسط مالک انتخاب شود، کارمند و حقوق‌بگیر مالک است و حافظ منافع او خواهد بود؛ در حالی که طبق قانون، مهندس ناظر در واقع «بازرس ساختمان» و حافظ منافع «بهره‌بردار آینده» (کسی که خانه را می‌خرد) است. متأسفانه در چند دوره، از جمله زمان شهرداری آقای قالیباف و اخیراً هم در زمان آقای زاکانی، سیستم ارجاع را دور زدند و گفتند مالکان خودشان ناظر انتخاب کنند. این تصمیم واقعاً «سم برای ساختمان‌سازی» است. مالکی که خودش ناظر انتخاب کند، می‌رود ارزان‌ترین فردی را می‌آورد که کمترین سخت‌گیری را داشته باشد.

    کمی از قوانین صحبت کنیم. آیا مباحث مقررات ملی ساختمان که مهندسان باید به آن استناد کنند، خودش بی‌نقص و بی‌ایراد است؟

    قوانین کلی ما در سطح دنیا بی‌نظیر است، اما تناقضات خنده‌داری بین کمیته‌های تدوین مباحث وجود دارد که نشان‌دهنده عدم حضور در میدان عمل است. مثلاً بین مبحث ۱۴ و ۱۷ سر تعداد دریچه هوای تازه تناقض داریم. یا یک مثال خنده‌دارتر و البته تأسف‌بار بگویم؛ کمیته تخصصی معماری نامه‌ای زده بود که سیستم اطفای حریق (اسپرینکلر) را از داخل واحدها حذف کنند! دلیلشان چه بود؟ می‌گفتند هم ظاهر آپارتمان را زشت می‌کند و هم اگر عمل کند، ساختمان خیس می‌شود! یعنی اصلاً نمی‌دانستند فلسفه اسپرینکلر این است که در زمان آتش‌سوزی آب بپاشد تا جان آدم‌ها نجات پیدا کند! بعد در جوابشان گفته بودند خب اگر نگران خیس شدن هستید، کف اتاق‌ها را شیب‌دار بسازیم و کف‌شور بگذاریم! یعنی در این حد مسخره. این‌ها نشان می‌دهد که شایسته‌سالاری نه در وزارتخانه وجود دارد و نه در سازمان نظام مهندسی.

    با این اوصاف، هیئت‌مدیره‌های سازمان نظام مهندسی مشغول چه کاری هستند؟ چرا اعضا برای رفع این مشکلات قدمی برنمی‌دارند؟

    متأسفانه برخی از گروه‌ها و احزاب در سازمان نظام مهندسی حالت «مافیایی» پیدا کرده‌اند. سال‌هاست آنجا لنگر انداخته‌اند و فقط منافع گروه خودشان را پیش می‌برند. وزارتخانه هم زورش به آن‌ها نمی‌رسد. وقتی یک نفر برای ورود به هیئت‌مدیره چند میلیارد تومان هزینه تبلیغات می‌کند، اولین دغدغه‌اش این است که چطور این پول را جبران کند؛ دیگر ارتقای کیفیت مهندسی در اولویت دوم و سوم قرار می‌گیرد. خیلی از آن‌ها رودربایستی دارند و جرأت دفاع از حقوق مهندسان را در برابر نهادهای بالادستی ندارند.

    به عنوان سوال آخر، با توجه به این بن‌بست سیستماتیک، چه آینده‌ای در انتظار جامعه مهندسی است؟

    راهکار این است که نظام مهندسی منفعل نباشد. ما باید با تشکیل کمیته‌های حقوقی قدرتمند، هم فرایندهای معیوب را اصلاح کنیم و هم حوزه‌های کاری جدید خلق کنیم. الان بخش‌هایی مثل آتش‌نشانی، آسانسور، ممیزی انرژی و پدافند غیرعامل که باید دست نظام مهندسی باشد، از آن گرفته شده است. نظارت گاز فشار قوی را هم از ما گرفتند! نتیجه چه شده؟ ما این‌همه ظرفیت کاری داریم، اما چون سازمان نتوانسته حوزه‌ها را گسترش دهد، مهندس متخصص ما امروز بیکار است و مجبور شده برای گذران زندگی، راننده اسنپ شود یا فروشندگی کند! امیدوارم روزی این دردها درمان شود.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *