جامعه مهندسی کشور این روزها با کلافی سردرگم از چالشهای صنفی، بروکراسیهای فرسایشی و افتِ منزلت حرفهای دستوپنجه نرم میکند. از یک سو تعرفههای دستوری، معیشت مهندسان را نشانه رفته و از سوی دیگر، فقدان شفافیت در سیستمهایی نظیر «سامانه ارجاع»، اعتماد اعضا به سازمان نظام مهندسی را به پایینترین حد خود رسانده است.
به گزارش صدای مهندس، برای واکاوی ریشه این نارضایتیها، پای صحبتهای «آسیه کولیوند» نشستیم؛ مهندس معمار و دانشآموخته ارشد مدیریت پروژه و ساخت که سالها حضور در صنعت ساختمان و فعالیتهای صنفی، نگاهی انتقادی و در عین حال واقعبینانه به او بخشیده است. او معتقد است ساختار فعلی نظام مهندسی نیازمند یک جراحی عمیق برای بازگرداندن «شفافیت» است و هشدار میدهد که نگاهِ جامعه و کارفرمایان به خدمات مهندسی بهعنوان یک «هزینه اضافه»، در نهایت به قیمت افت کیفیت و ایمنی ساختمانها تمام خواهد شد.
اگر بخواهیم از دغدغههای اصلی شما بهعنوان یک مهندس معمار شروع کنیم، در حال حاضر بزرگترین چالشهای صنفی خود را چه میدانید؟
اگر نخواهم موضوع را شخصی کنم و نگاهی کلان داشته باشم، واقعیت این است که ساختار فعلی، دغدغهآفرین است. وقتی این ساختار را به سازمان نظام مهندسی گره میزنیم، مسائلی مثل نبود شفافیت و فقدان عدالت خودنمایی میکند. تا زمانی که این ساختار کلان اصلاح نشود، مشکلات پابرجا خواهند بود. اما اگر بخواهم خارج از چارچوب نظام مهندسی و در بطن جامعه به موضوع نگاه کنم، متأسفانه باید بگویم هنوز «هزینه کردن برای خدمات مهندسی» در جامعه ما جا نیفتاده است. بخشی از کارفرمایان و حتی بخشی از خود مردم، هزینه مهندسی را صرفاً یک «هزینه اضافه» و تحمیلی میبینند، در حالی که هر چقدر سواد مهندسیِ بهروز در یک پروژه بیشتر دخیل باشد، دغدغهها و خطرات بعدی آن کمتر خواهد بود.
به بحث عدالت و شفافیت اشاره کردید. یکی از بحثها میان همکاران شما، نارضایتی از «سامانه ارجاع نظارت» است. بسیاری معتقدند این سیستم فقط نامش اتوماتیک است و عملاً عدالت و شفافیتی در آن وجود ندارد. نگاه شما به این سیستم چیست؟
ابتدا باید بپرسیم تعریف ما از «عدالت» چیست؟ اینکه یک صف ارجاع داشته باشیم، برویم تهِ صف بایستیم و صرفاً چون نوبت ما شده کار به ما ارجاع شود، از نظر من اصلاً عدالت نیست! بزرگترین عاملی که همکاران من و خود بنده را بهعنوان یک عضو ذینفع آزار میدهد، نبودِ «شفافیت و قابلیت پیشبینی» است. منِ مهندس نمیدانم کارها با چه فرمولی ارجاع میشود و با چه الگوریتمی به دست من میرسد. من با این نگاه که صرفاً چون نفر اول صف هستم باید پروژه به من برسد، کاملاً مخالفم؛ چرا که شایستگی و توانایی فنی باید دخیل باشد. مثلاً پروژهای با چند متر گودبرداری عمیق به نفر اول صف میرسد، در حالی که او اصلاً تجربه و شایستگی فنیِ چنین کاری را ندارد. مشکل اینجاست که فرمولها روی کاغذ یک چیز هستند، اما در عمل آن شفافیت لازم وجود ندارد.
همکارانتان معتقدند در این سیستم باگهای زیادی وجود دارد و دسترسیهای دستی باعث جابهجایی نوبتها میشود. آیا شما هم این موارد را لمس کردهاید و فکر میکنید چرا سازمان نتوانسته این نقصها را برطرف کند؟
بله، باگها بسیار زیاد است. چطور میشود دو شخص یا دو شرکت با امتیازهای کاملاً مشابه، خروجیهای کاملاً متفاوتی در دریافت کار داشته باشند؟ این دقیقاً همان نقطه تاریکی است که اعتماد مهندسان را سلب کرده است. بزرگترین سرمایه سازمان نظام مهندسی، «اعتمادِ اعضا» است که متأسفانه اکنون بهشدت مخدوش شده. اگر دوستانِ صاحب قدرت در نظام مهندسی برای این اعتماد ارزش قائل بودند، بیشتر مراقبت میکردند تا این نارضایتیهای گسترده شکل نگیرد. امروز میبینیم که کارها در حال خروج از نظام مهندسی است و مثلاً شهرداری اختیار انتخاب ناظر را به دست گرفته است. البته وقتی کار دست نظام مهندسی هم بود، خروجیِ عادلانهای برای همه نداشت، اما این اتفاقات و از دست رفتنِ قدرت سازمان، باید یک تلنگر جدی برای مدیران باشد.
چالش مهم دیگر، بحث تعرفههای مهندسی است. تعرفههایی که هر سال اعلام میشود فاصله زیادی با واقعیتهای تورمی و هزینههای ساختوساز دارد. در این زمینه، سازمان را مقصر میدانید یا وزارتخانه را؟
نمیتوان گفت نظام مهندسی هیچ کوتاهیای نکرده است؛ خروجیِ مطالبهگری سازمان همین تعرفهای است که امروز میبینیم. اما از سوی دیگر، باید واقعبین باشیم. سازمانهای بالادستی به بهانه کنترل هزینه ساختوساز و مهار تورم، تعرفهها را بهصورت دستوری پایین نگه میدارند. این در حالی است که هزینه مهندسی، بخش بسیار ناچیزی از کل هزینه ساخت یک ساختمان است! شما نمیتوانید با سرکوبِ دستمزد مهندس، قیمت مسکن را کنترل کنید. اتفاقاً واقعی شدن تعرفهها کاملاً به نفع جامعه است. وقتی مهندس دغدغه مالی نداشته باشد و درگیر استرسهای معیشتی نباشد، با دقت و فراغ بالِ بیشتری روی پروژه تمرکز میکند. نتیجه چه میشود؟ کاهش دوبارهکاریها، جلوگیری از اشتباهات اجرایی و در نهایت داشتن ساختمانهایی ایمنتر در برابر حوادثی مثل زلزله. این یعنی پرداختِ حقِ واقعیِ مهندس، یک سرمایهگذاری پرسود برای کل جامعه است.
اخیراً بحث انتقال سامانه سپامک از سازمان به اداره کل راه و شهرسازی مطرح شده است. روند الکترونیکی شدن خدمات را چطور ارزیابی میکنید؟
حرکت به سمت خدمات الکترونیک ذاتاً اتفاق خوبی است، چون قرار بود اتلاف وقت و بروکراسی را کم کند و باری از دوش مهندسان بردارد؛ اما در عمل اینطور نشد. بارها از همکاران شنیدهایم که ماهها مدارکشان تکمیل بوده اما کار نهایی نمیشود. با این حال، اینکه متولیِ کار متمرکز شود و دست یک نهاد باشد بهتر است، چون حداقل مهندسان از این پاسکاریهای مداوم بین سازمانها نجات پیدا میکنند.
بپردازیم به یک نماد پرحاشیه؛ ساختمان «ارغوان». سازمانی که دهها هزار مهندس از رشتههای مختلف معماری، عمران و ترافیک در آن عضو هستند، ساختمانی ساخته (یا خریده) که حتی جای پارک ندارد و کاربریاش متناسب نیست! مثل این است که به مجتمعی از دندانپزشکان بروید که همه دندانهای خراب دارند. دلیل این کجسلیقگیِ مدیریتی چیست؟
ریشه این مسئله در «مدیریتهای کوتاهمدت» است. دورههای ریاست در سازمان یکساله است و هیئتمدیره سهساله. وقتی یک مدیر میداند زمان کوتاهی در اختیار دارد، به جای برنامهریزی برای کارهای کلان ۵ ساله، صرفاً به دنبال دستاوردهای مقطعی در همان دوره یکساله خودش است تا بیلان کاری بدهد. در دورهای پول سازمان را تبدیل به احسن کردند و این ملک را خریدند که از نظر سرمایهگذاری کار عاقلانهای بود، اما چرا به موازات آن، زمینی خریده نشد تا یک ساختمان در شأن جامعه مهندسی ساخته شود؟ ساختمانی که وقتی وارد آن میشوید، هر گوشهاش نمایانگر هنر، تخصص و هویت مهندسان این کشور باشد. متأسفانه مدیران در ادوار مختلف، یا خواستند وضع موجود را حفظ کنند یا اوضاع را بدتر کردند و منافع کوتاهمدت، مانع از خلق یک دستاورد بزرگ و ماندگار شد.
اگر صحبت، انتقاد یا درددلی هست که میخواهید با مخاطبان و مسئولان در میان بگذارید، میشنویم.
روی صحبت من با دو گروه است؛ ابتدا کسانی که صاحب قدرت هستند و توان تصمیمگیری دارند، این کرسیها و صندلیها بسیار موقتی است؛ کوتاهی نکنید و جلوی تخلفات را بگیرید تا بتوانید یک کار بزرگ و ماندگار از خود به جا بگذارید. گروه دوم، کارفرمایان، مسئولان و کسانی هستند که همیشه طعنه میزنند: «مهندسان فقط پول یک امضا را میگیرند!». باید به آنها بگویم این نهایت بیانصافی است. یک مهندس پول جوهرِ خودکارش را نمیگیرد؛ او بهای دانش تخصصیاش و هزینهی مسئولیتی را میگیرد که تا پایان عمر بر دوشش سنگینی خواهد کرد. اگر اجازه بدهید مهندس با فراغ بال و امنیت مالی این مسئولیت را به دوش بکشد، در واقع روی امنیت و سرمایه خودتان بزرگترین سرمایهگذاری را کردهاید.