• ذره بین
  • ناگفته‌های پروژه ارغوان سازمان نظام مهندسی

    نظام مهندسی ساختمان

    مهرین نظری: در حالی که سازمان نظام مهندسی ساختمان باید الگویی تمام عیار در تمام مراحل ساخت باشد، پروژه ساختمانی «ارغوان» به یکی از طولانی‌ترین و پرابهام‌ترین پروژه ساختمانی تهران تبدیل شده است؛ پروژه‌ای که نه‌تنها به سرانجام نرسیده، بلکه سوالاتی درباره نحوه خرید، اجرا و مدیریت آن مطرح کرده است.

    نخستین نقد به این پروژه، به محل انتخاب آن بازمی‌گردد؛ جایی که حتی برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازها مانند پارکینگ نیز با چالش مواجه است. این در حالی است که یک سازمان تخصصی در حوزه مهندسی، به‌ویژه با در اختیار داشتن کارشناسان شهرسازی و ترافیک و با توجه به اینکه از ۲۵ عضو هئیت مدیره ۲ نفر متخصص ترافیک و شهرسازی هستند، باید پیش از هر اقدامی چنین ملاحظاتی را بررسی کند. اینکه در لوکیشنی با محدودیت شدید پارکینگ، پروژه‌ای در این ابعاد تعریف شده، خود به‌تنهایی محل سؤال است.

    اما مسئله تنها به مکان‌یابی محدود نمی‌شود. روند خرید این پروژه نیز از همان ابتدا با ابهام همراه بوده است. چرا یک پروژه نیمه‌کاره خریداری شد؟ پروژه‌ای که پس از خرید، نه‌تنها تکمیل نشد، بلکه بخش‌هایی از آن تخریب شد و هزینه‌های جدیدی به سازمان تحمیل کرد. هزینه‌هایی که به گفته منتقدان، بخش قابل‌توجهی از آن صرف تخریب و تبدیل مصالح به ضایعات شده است؛ ضایعاتی که خود به موضوعی حاشیه‌ساز در سال‌های اخیر تبدیل شده و هنوز شفاف‌سازی روشنی درباره نحوه فروش و بازگشت منابع آن ارائه نشده است.

    در طول سال‌های گذشته، مدیران مختلفی وعده تکمیل این پروژه را داده‌اند، اما هر بار این وعده‌ها بدون نتیجه باقی مانده است. چرا پروژه‌ای که از سال ۱۳۹۶ خریداری شده، همچنان در وضعیت نیمه‌تمام باقی مانده و هیچ جدول زمانی مشخصی برای اتمام آن اعلام نمی‌شود؟

    از سوی دیگر، نبود شفافیت در انتخاب پیمانکاران و عوامل اجرایی پروژه نیز به ابهامات دامن زده است. هنوز مشخص نیست پیمانکار اصلی پروژه بر چه اساسی انتخاب شده، طراح داخلی چطور؟ و سازوکار تأیید هزینه‌ها و صورت‌وضعیت‌ها به چه شکل انجام می‌شود؟ حتی نحوه انتخاب فرد یا افراد مسئول هدایت پروژه، که معمولاً از میان اعضای هیئت‌مدیره تعیین می‌شوند، خود محل تردید و گمانه‌زنی است. این در حالی است که چنین پروژه‌ای باید با بالاترین سطح شفافیت و پاسخ‌گویی مدیریت شود.

    نکته قابل‌تأمل دیگر، مقایسه این پروژه با نمونه‌های موفق ساختمان‌های نظام مهندسی در سایر استان‌هاست، در حالی که ساختمان نظام مهندسی در برخی شهرها (مثلا ساختمان سازمان نظام مهندسی قزوین) با طراحی حرفه‌ای و در مدت‌زمان کوتاه ساخته شده، پروژه ساختمان نظام مهندسی تهران پس از گذشت سال‌ها همچنان بلاتکلیف است. چرا سازمانی که باید الگوی ساخت‌وساز باشد، خود در اجرای پروژه‌اش با چنین مشکلاتی مواجه است؟

    مسئله دیگر به منبع تأمین هزینه‌های مربوط به ساخت پروژه بازمی‌گردد. تمامی این مخارج از محل حق‌الزحمه و درآمد مهندسان تأمین می‌شود؛ موضوعی که حساسیت‌ها را دوچندان می‌کند. وقتی پروژه‌ای سال‌ها به طول می‌انجامد و همچنان به منابع مالی نیاز دارد، طبیعی است که اعضای سازمان انتظار شفافیت، پاسخ‌گویی و مدیریت کارآمدتری داشته باشند.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *